جمعه يعنى يك غــــــزل دلــواپســــــــــى
جمعه يعنى گريه هــــاى بى كســــــــى
جمعه يعنـــــــــى روح سبز انتظــــــــــار
جمعه يعنى لحظه هاى بى قــــــــــرار
بى قـــــرار بــــى قـــراريـــــــــهاى آب
جمعه يعنــــــى انـــتـــــــظار آفـــــتاب
جمعه يعنى ندبـه اى در هجر دوست
جمعه خود نـــــــدبه گر ديدار اوست
جمعه يعنى لالـــه ها دلخون شوند
از غـــــــم او بيدها مجنون شوند
جمعه يعنــــى يك كوير بى قرار
از عطش سـرخ و دلش در انتظار
انتظار قـــــطره اى بــــاران عشق
تا فرو شويد غم هجــــران عشـق
جمعه يعنى بغض بـــى رنگ غـزل
هـق هـق بارانــــى چنــــگ غـزل
زخمــه اى از جنــس غم بر تار دل
تا فرو شــويد غـــم هــــجران دل
جمعه يعنـــى روح ســـبز انتظار
جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار
بى قـــــرار بـــــى قراريهــاى آب
جمعه يعنـــــــى انتظار آفتـــاب
لحظه لحــظه بوى ظهور مى آيد
عطر نــاب گــل حــــضور مى آيد
سبـــز مـــردى از قبيـــله عشق
ساده و سبز و صبـــور مى آيـــد
شاعر : ز. رزازى ، 23 ساله، بروجن
با توجه به اینکه دهکویه در بخش مرکزی لارستان قرار دارد و بخش مرکزی به طور مستقیم تحت تاثیر جریانات سیاسی ، اجتماعی و . . . قرار می گیرد و به تبع جریانات نیز برروی دهستان ها و روستاهای اطراف و بخصوص دهکویه تاثیر خواهد گذاشت ، برای ترقی هر چه بیشتر لارستان باید با تعامل مضاعف بین مسوولین لار ستان و بخصوص دهستان های بخش مرکزی زمینه را برای پیشرفت فراهم نمود و این امکان پذیر نخواهند بود مگر اینکه تمامی مشکلات بخش مرکزی رفع و برای صنعتی شدن و ارتقای بخش مرکزی تلاش نمود .
حدود 9 ماه پیش باخبر شدیم که ورودی دهکویه به مسافت 80 متر را می خواهند آسفالت کنند و با وجود مشکلات فراوان بالاخره آسفالت شد. در آن زمان نیز چاه سازمان آبفای دهکویه به دلیل مشکلاتی نیاز به تعمیر داشت و برای رفع این مشکل چاهی حفر شد تا پروژه ی خطوط انتقال آب از چاه به دهکویه پس از تامین اعتبارات لازم آغاز شود(آب آشامیدنی مردم در حال حاضر از طریق آب انبارهایی که با تانکر پر می شود مورد استفاده قرار می گیرد).امید است اعتبارات این طرح مانند احداث پل ورودی دهکویه که به خاطر بودجه ی پنجاه میلیون تومانی با تعویق چندساله همراه بود، با کم لطفی مسوولان مواجه نشود. حال نگاهی گذرا به مشکلات دهکویه مي افكنيم و سوالاتی نیز در همین زمینه از مسولین شهرستان داریم :
خُدا خُدا
بِ جُز خُدا دِگَ کسی درد ِ دِلُم دوا نَکُن
وای اَگَ خود ِ خُدا نظر اَ کار ِ ما نَکُن
مَگَ ک ِ پارتی اُم گَپِن ؛ مَپُرس از چ ِ شهرییَ
ک ِ اهل رُشوَ اُ ریا زندگی با صفا نَکُن
اَگَ ک ِ دل شِِکسسَ بی ؛ رَه ی نجات بَسسَ نی
وا ی ب ِ حال ِ موقعی ک ِ دل خُدا خُدا نَکُن
نَذرُ نیاز بیخُد ِ دعا مُعا ش بی اثر
کسی ک ِ با خلوص ِ دل عبادتُ دعا نَکُن
اَ قلب ِ خُت نگاه کُه ؛ خُت از غرور پاک کُه
ک ِ عاشق خُدا گهی غرور ِ نا بِجا نَکُن
بندَ ی ِ زور اَ زر مَبَش ک ِ مرد ِ مومن خُدا
بَر ِ روای ِ حاجتُش اَ د َ سس کس نگا نَکُن
بُرُ نیا زُ خا سسَت بیا اَ پیش ِ بی نیاز
ک ِ جُز خُدای ِ چارَ ساز ؛ کسی دِگَ روا نَکُن
ب ِ جون ِ خُم ک ِ زِندَ نی ؛ دل ِ کسی ک ِ روز اُ شُو
بَر ِ رضای ِ خا لقُش ستایش ِ خُدا نَکُن
بِدو تا عاشقا نَ تر از رَه ِ عشق بِِگذَرُم
اسد ) شَگُت ک ِ مرد ِ حق از سَر ِ خُ اِبا نَکُن)
منبع : نامت بلند باد دهکویه
سالی دو یا سه بار از شیراز به سراغش می آمدند تا کارش را ارزیابی کنند .
درس ها را همه خوب می خواندیم اما فارسی وریاضی رابیشتر.در ضرب وجمع وتفریق از ماشین حساب زودتر عمل نمی کردیم ولی کندتر از آن هم نبودیم .
رقابت بین مدارس عشایری شدید بود .ما پیمان بسته بودیم تا قبولی ومعدلمان ازمدارس حمامی ودربیدی وچاه زال بیشتر باشد .
اواخر بهمن ۵۴بود که چادر مدرسه را به دهانه گاله تنگ انتقال دادیم .آن جا زمین صاف وسبزی بود که بر کوهی بلند وسیاه تکیه داده بود .کوهی که در بلندایش بادام داشت ودر پایین دستش کنار.
شبی در آن ایام که باد وبارانی بود ،صبح که روانه مدرسه شدیم چادر وزیلوها یمان بود اما تخته سیاهمان را باد برده بود .
لاشه اش را در چند صدمتری یافتیم اما دیگر جایش در مدرسه نبود .
چند روز بی تخته بودیم .از شهر وآبادی دور بودیم .در خنج کسی تخته سیاه نمی فروخت . اگر به انتظار شیراز می نشستیم به زودی به دستمان نمی رسید .
راهدار چاره ای اندیشید برای یافتن تخته دو نفر را روانه مدرسه چاه زال کند.
از بین کلاس پنجمی ها من وعلی بخش انتخاب شدیم .علی بخش قدش سه برابر من بود وسنش دوبرابر.
من انتخاب شدم تا پاسخ گوی سوالات احتمالی معلم چاه زال باشم و علی بخش انتخاب شد تا از عهده ی کار بر آید.
شهرستان تا چاه زال دو تا سه فرسخ فاصله داشت . الاغی برای حمل تهیه شد وبه راه افتادیم . علی بخش پیاده بود ومن سواره ،ساعت ها رفتیم تا رسیدیم .هدایت معلم آن جا بود ،به خواسته مان جواب مثبت داد وتخته سیاه کهنه ای آماده شد .
هدایت جویای درس مدرسه شد ،فارسی کجا هستید ؟ یادم می آید آخرین درسی که خوانده بودیم شعر بود .او از من خواست تا آن شعر را از حفظ بخوانم ،من شعر را خواندم واو دست بردار نبود باز گفت ریاضی کجا هستید ؟ آدرس درس را دادم واو مرا روانه ی تخته سیاه کرد تا مسئله ای از ریاضی را حل کنم . مسئله را حل کردم واو از بچه ها خواست تا تشویقم کنند .
خان اول ماموریت به راحتی انجام شد وخان دوم به سختی
منبع : وبلاگ روزگار من
ويژه لادستان
احتمال شکل گيري دو استان جديد در کشور |
![]() |
استانهاي پيشنهادي از ترکيب برخي شهرستانهاي استان کهکيلويه و خوزستان در شمال استان ، همچنين چند شهرستان جنوبي استان فارس با يکي از شهرستانهاي مهم استان کرمان در جنوب استان پهناور فارس تشکيل خواهند شد .
استان پيشنهادي در شمال استان فارس از ترکيب شهرستانهاي گچساران،دهدشت و بهبهان به مرکزيت بهبهان و استان پيشنهادي در جنوب استان فارس از ترکيب شهرستانهاي داراب،حاجي آباد و شهرستان سيرجان در استان کرمان و با نام احتمالي استان سمنگان به مرکزيت سيرجان تشکيل خواهد شد.
قابل ذکراست استان شدن شهرستان سيرجان با نام احتمالي استان سمنگان از مطالبات ديرينه مردم اين شهرستان بوده که از دهه 50 اين مطالبه را دنبال و مطرح نموده ، که پس از ارتقاء فرمانداري اين شهرستان به فرمانداري ويژه و ايجاد زير ساختهاي مهم اداري اين مطالبه از سوي مردم و نماينده شهرستان به صورت جدي در حال پيگيري است. شهرستان سيرجان ۱۶هزار و ۳۱۵كيلومتر مربع وسعت دارد،و داراي جمعيت ۲۶۰هزار نفري شامل چهار شهر، دو بخش و ۱۰دهستان که در جنوب غربي كرمان قرار دارد.
آبراهام لینکن
تعرفه های سرویس +ADSL2 شرکت مخابرات استان سیستان وبلوچستان
|
|
http://www.tcsb.co.ir/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%D9%81%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-adsl2.aspx
جملاتی از آلبرت انیشتین:
* اگر انسانها در طول عمر خویش فعالیت مغزشان به اندازه یك میلیونیوم معدهشان بود، اكنون كره زمین تعریف دیگری داشت.
* اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیتها را تغییر بده.
* تا زمانی كه حتی یك كودك ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ كشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.
* تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر میگیرد.
* سعی نكن انسان موفقی باشی، بلكه سعی كن انسان ارزشمندی باشی.
* سختترین كار در دنیا درك فلسفهٔ مالیات بر درآمد است.
* سه قدرت بر جهان حكومت میكند:۱-ترس ۲-حرص ۳-حماقت.
* علم زیباست وقتی هزینهٔ گذران زندگی از آن تامین نشود.
*
متوجه هستید كه تلگراف سیمی بهنوعی یك گربهٔ بسیار بسیار درازی است كه
وقتی دماش را در نیویورك میكشید، سرش در لوسآنجلس میومیو میكند. این
را میفهمید؟ و رادیو هم دقیقاً به همین شكل كار میكند؛ شما پیامهایی را
از اینجا میفرستید و آنها در جایی دیگر دریافتشان میكنند. تنها تفاوت در
این است كه دیگر گربهای وجود ندارد.
* مسائلی كه بدلیل سطح فعلی تفكر ما بوجود میآیند، نمیتوانند با همان سطح تفكر حل گردند.
* من با شهرت بیشتر و بیشتر احمق شدم.البته این یك پدیدهٔ نسبی است.
* مهم آن است كه هرگز از پرسش باز نهایستیم.
* هیچ كاری برای انسان سختتر از فكركردن نیست.
* دین بدون علم كور است و علم بدون دین لنگ است.
*
در دنیا خط مستقیم وجود ندارد و تمام خطوط بدون استثنا منحنی و دایره وار
است و اگر این خط كوچكی كه در نظرما مستقیم جلوه میكند در فضا امتداد یابد
خواهیم دید كه منحنی است.
* به آینده نمیاندیشم چون به زودی فرا خواهد رسید.
*
بهسختی میتوان در بین مغزهای متفكر جهان كسی را یافت كه دارای یكنوع
احساس مذهبی مخصوص بهخود نباشد، این مذهب با مذهب یك شخص عادی فرق دارد.
* خدا، شیر یا خط؟ نمیكند.
* نگران مشكلاتی كه در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان میدهم كه مشكلات من در این زمینه عظیمتر است.
* همزمان با گسترش دایرهٔ دانش ما، تاریكیای كه این دایره را احاطه میكند نیز گسترده میشود.
* یك فرد باهوش یك مسئله را حل میكند اما یك فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری میكند.
* در دنیایی كه دیوارها و دروازهها وجود ندارند چه احتیاجی به پنجره و نرده است؟
* از وقتی كه ریاضیدانان از سرو كول «نظریه نسبیت بالارفتهاند، دیگر خودم هم از آن سر در نمیآورم.
* دوچیز بیپایان هستند: اول كیهان، دوم نادانی بشر، در مورد اول زیاد مطمئن نیستم.
*
من نمیدانم انسانها با چه اسلحهای در جنگ جهانی سوم با یكدیگر خواهند
جنگید، اما در جنگ جهانی چهارم، سلاح آنها سنگ و چوب و چماق خواهد بود.
دیرگاهیست که من پنجره را یافته ام.
به امیدت تنها
روزها و شبها
فکر برگشت تو را, به دلم کاشته ام!
با خودم می گویم
نکند بی خبر از ره برسی؛
[ و من سوخته دل,
- بعد از آن آرزوی دور و دراز –
در سحرگاه وصال
باز چشمان تو را
در دل عالم رویا بینم.]
با همین فکر و خیال
شیشه از پنجره برداشته ام!
( تا مگر عطر نسیم مژده آمدنت را بدهد.)
بی انصاف ، بی منطق و خود محورند
ولی آنان را ببخش . . .
اگر مهربان باشی
تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند
ولی مهربان باش . . .
اگر شریف و درستکار باشی
فریبت می دهند
ولی شریف و درستکار باش . . .
نیکیهای امروزت را فراموشت می کنند
ولی نیکوکار باش . . .
بهترین های خود را به دنیا ببخش
حتی اگر هیچگاه کافی نباشد و
در نهایت می بینی هر آنچه هست
همواره میان تو و خداوند است
نه میان تو و مردم . . .
درس عبرت
اي دل دمي به مقـبـره رفـتـگان گذر
ز اوضاع روزگار بگير عـبـرت اي پـسر
زان ارغـوان رخـان و زشمشاد قامتان
گشته اسير خاك تـمـامـي بـدن نـگر
از گردش زمانه واين نيلـگون سـپـهـر
رو بـيـن بـه كودكان جـدا مانده از پدر
هـر گوشـه اي نـظـر فكني سرو قامتي
داس اجـل فـكـنـده تنش را به رهگذر
شمشاد قامتان ودليـران صـف شـكـن
از راه رذل و عـجـز نـهاده به خاك سر
روز خـوشـي نديده به گيتي دمي كسي
كـو را سـپـس نسوخته باشد زغم جگر
زايشان بگير عبرت ودل بـرجهان مبند
خـونـم بـود از آنـكه به جانت زند شرر
غـره مـشـو بـه مال و به فرزند و اقربا
بـاشـد و بـال مـال و عدو باشدت پسر
روزي كـز ايـن جهان سفر آخـرت كني
با خود به جز كفن نبري زين جهان به در
رفـتـنـد همرهان و رفيقان يكان يكان
مـا مـانـده ايـم و از عـقب راه پر خطر
نـام آوران عـرصـه مـيـدان پـر دلـي
فـرسوده زير خاك ببين دست و پا و سر
از اشكبوس و پيلسم و طوس وگيو گرد
سـهـراب وزال و رستم و رهـام پر جگر
جـمـشيد هم كجاست كجا رفت كيقباد
بـيـژن چه شـدكـجـاست فريبرز نامور
از سلـم و تـور و ايـرج و از نـوذر دلير
زيـشـان بـه غير نام چه بشنيده اي دگر
انـدر بـسيـط خاك از ايشان به غير نام
نشنيده كـس ، نـيـارد زايشان يكي خبر
استاد ملا نظر علي از بزرگترين شاعران و خوشنويسان دهكويه در قرن سيزدهم هجري قمري است . وي شاعري خوش قريحه و بذله گو بوده كه در هزل و هجو گويي مخصوصا في البداهه يد طولايي داشته و با تمام صنايع ادبي آشنا بوده و قصايد و مدايح آل محمد (ص) را مي سروده كه متاسفانه نسخه اي از آن در دست نيست .
سال تولد ايشان مشخص نيست اما از نامه اي كه به يكي از خوانين نوشته اند مي توان اطلاعات زيادي از زندگي او به دست آورد .
او ساكن لار بوده و مكتب خانه اي را اداره مي كرده است كه افراد از طبقات مختلف اجتماعي جهت فراگيري علم به نزد او مي آمدند . او در دوره اي از زندگي به فقر دچار مي شود آنچنان كه مجبور مي شود به يكي از خوانين نامه اي نوشته و از او تقاضاي كمك كند . چنانكه از نامه بر مي آيد ؛ او در لارستان آنچنان شهرت و منزلت و مقبوليت داشته ، تا جايي كه گويند شهرت او به هندوستان نيز رسيده بود ، كه اين گونه بي پروا خان را تهديد مي كند كه اگر به من كمك نكنيد به اطراف نامه مي نگارم و آبرويت را مي برم . شغل او مكتبداري و چرخه ريسي ( احتمالا پشم ريسي ) بوده است .
بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
شهيد داريوش جوكاري نام پدر : هيبت الله تاريخ تولد : 1349
تاريخ شهادت: 7/5/69 محل شهادت : كردستان ( سقز)
بسم رب الشهداء والصديقين
بيا عـاشقي را رعايت كنيم زياران عاشق حكايت كنيم
السلام عليكم يا انصار ابي عبدالله الحسين الشهيد المظلوم
شهيد داريوش جوكاري بي شك جواني مومن و عاشق بود . آري عشق به خدا تنها خالق هستي ، عشق به پدر ، مادر و عشق به وطن. لطيف و با طراوت چون روح سرخ و صميمي وچون شقايق بود . به خون تپيد و سبكبار و آزادانه به سرزمين سبز بقاء و جاودانگي پر كشيد و اينك خاطرات خونينش چون خورشيدي فروزان در افق دل ها مي درخشد.
ادامه مطلب
تولد : 1340 دهكويه ـ شهادت : بهمن 64 ، محور عملياتي فاو ـ سمت : فرمانده اطلاعات عمليات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي لارستان ـ سمت در جبهه: فرمانده گروهان يك گردان امام حسين (ع) لشكر 19 فجر
شهيد رمضان حيدري پاسداري متين و با وقار و خاموش بودند . صلابت در چهره ايشان نمايان قاطعيت و استواري او بود
بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحيم
بسم رب الشهداء والصديقين
مِنَ المؤ مِنينَ رِجالٌ صَدَقوُا ما عاهَدُ اللهَ عَلَيهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضي نَحْبَهُ فَمِنْهُمْ مَنْ يَنتَظِرُ وَ ما بَدَّ لوُ ا تَبديلا
از مومنين مرداني هستند كه به عهد خود پايدار مانده و بعضي از آنها شهيد شدند و بعضي هم منتظر شهادت هستند .
ادامه مطلب
زماني كه شهيد كودك بودند شبي مادر در خواب ديدند كه او گم شده است . فردي او را آورد و به من داد و گفت : تو فقط همين يك پسر داري . من هميشه در اين فكر بودم كه منظور آن شخص چه بود ، تا اينكه بعد از شهادتش فهميدم .
ادامه مطلب
اينجانب مسير را آگاها نه وبا هوشياري انتخاب كرده ام وهمچنين اين راهي راكه مي روم با انتخاب وآزادي است خدايا پروردگارا من كه در حيات خدمتي به اسلام نكردم قدمي يا قلمي يا خد متي براي هم ميهنان ودوستان انجام نداده ام از براي في سبيل ا… بلكه گناه زيادي هم دارم خدايا تا مارا نيامرزيدي از دنيا مبر.
و تو اي مادراز شما مي خواهم كه بعد از مرگ من هيچ گريه وزاري نكني ودر آن روز شيريني پخش كني واز تو مي خواهم كه همچون زينب شيرزن كربلا عمل كني . مبادا شيون وزاري كني زيرا باعث ناراحتي روحم وخوشحالي منافقان وكوردلان مي شود.
ادامه مطلب
شهيد درويش معزي در سال 1341در يك خانواده متدين و مؤمن در دهكويه متولد شد . اين سرباز امام، زماني كه در سال 41 امام فرمود: سربازان من در گهواره اند در گهواره بود.او كودكي خود را در كنار پدر ومادر گذراندونخستين درس ديانت وشرافت وصداقت را از آنها آموخت. او دوران دبستان رادر دبستان مدني دهكويه گذراندودوران راهنمايي رادر مدرسه راهنمايي زارعي به پايان برد . سپس به لار رفت ودوران دبيرستان را در آنجا گذراند. ايشان در هنگام تحصيل زمستانها به مدرسه مي رفت ودر ايام تعطيل به كار مشغول مي شد تا كمك هزينه تحصيل خودرا بدست آورد.چون پدر عيالوار بود و او فرزند ارشد خانواده . او در سال 57همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي ديپلم خود را در رشته اقتصاداجتماعي گرفت .
بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
بسم الله ارحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
شكر و سپاس خدايي را كه هستي بخش تمامي عالم و موجودات روي آن و متحرك هر حركت و جهش است و بر انجام كليه امور قادر و دانا و بصير و محيط است
... خداي را شكر مي كنم كه اين بنده حقير و سراپا تقصير و گناه كار ، مورد لطف و عنايت خود قرار داده و اين سعادت را نصيبم گردانيد كه به جبهه رفته و به كمك رزمندگان بشتابم و دين خود را نسبت به اسلام و مسلمين ادا نمايم و با كافران ، اين سد كندگان راه خدا بجنگم ، كه به قول امام : « عِرض و آبروي ما در اين جنگ است .» ديگر بيش از اين طاقت ندارم كه بنشينم و هر روز شاهد شهيد شدن خيل خيل عزيزان و داغدار شدن خانواده هايشان باشم . ديگر بس است . كاسه صبرم لبريز شده است . طاقت هم حدي دارد . ديگر احساس مي كنم كه سبك شده ام و از كليه وابستگي مادي و دنيوي رسته ام و درنگ جايز نيست.
بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
شهيد صفري در تاريخ 5 بهمن ماه 1336در خانواده اي متدين در روستاي دهكويه ديده به جهان گشود.دوران طفوليت در دامان مادري زينب گونه وپدري زحمتكش تربيت شد. شهيد عزيز از همان اوان كودكي داراي هوشي سرشار واخلاقي نيكو بود. در سن 12سالگي پدرش را از دست داده اين فقدان بر او سخت گران تمام گرديد ولي اين كمبود توسط برادران مهربان و با وفا جبران گرديد.وي پس از اتمام دوران ابتدايي در دبستان مدني دهكويه با راهنمايي وكمك مرحوم حاج احمد علي زارعي در هنرستان صنعتي لار ثبت نام نمود وبا نمراتي عالي از هنرستان فارغ التحصيل شده و وارد دانشكده فني بابل گرديد با كوشش وجديتي كه از خود نشان داد توانست مدرك ليسانس مكانيك را از آن دانشگاه اخذ نمايد.
بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید
ادامه مطلب
گاهی می خواستم مطلبی بنویسم اما دستم هرگز اجازه نمی داد تا اینکه به ذهنم رسید یادی از معلم شهید دهکویه (مهندس ماشاءالله صفری) که بحق ایشان انسانی بزرگ منش بودند، کنم .
انشاءالله روحش غریق رحمت باد.
همه ترسند از روز نبودن
نمی دانند رنج زنده بودن
خداوندا به فریاد دلم رس
دلم بگرفت از این بیهوده بودن
( اسدالله نوروزی)
در این قسمت به اختصار به معرفی برخی از مشاهیر دهکویه میپردازیم :
ملا حسن خوشنویس - ملاغلامرضای حاج حسین خوشنویس وفات تاریخ ۸ صفر ۱۳۳۲ هجری قمری - ملا لطفعلی خوشنویس وفات رمضان سال ۱۳۵۹ (هق) - ملا غلامرضای حاج حسین خوشنویس - ملا محمد رضا شاعر - ملا حسینعلی نوروزی خوشنویس - استاد ملا نظر علی دهکویی شاعر و خوشنویس - استاد ملا عباس علی خوشنویس تولد ۱۲۴۰ در گذشت ۱۳۱۵ شمسی - استاد ملا علی عسکرشاعر و خوشنویس - استاد ملا عسکر خوشنویس در گذشت حدود ۸۰ سال قبل - استاد ملا غلامحسین خوشنویس در گذشت ۱۳۵۳ شمسی - استاد آیتالله شیخ عبدالحسین نوروزی(۱۳۶۷-۱۲۹۷هجری شمسی) استاد خط نسخ - حجه الاسلام سید محمد تبیان خوشنویس و اولین معلم لارستان - دکتر اسدالله نوروزی شاعر، دکترای ادبیات واستاد دانشگاه هرمزگان - دکتر محمود غلامی دکترای ریاضیات و استاد دانشگاه هرمزگان و بسیاری از افراد دیگر که مجال معرفی آنها نیست.
بعد از دیدار نماینده ی محترم و رئیس شورای اسلامی ، قرار شد مدیر کل اداره ی راه و ترابری لارستان بلوار ورودی دهکویه را که حدود 70 متر می باشد با بودجه ای بالغ بر 40 میلیون تومان که حدود 8 میلیون تومان آن از دهیاری دهکویه و بقیه از اداره راه و ترابری تامین می شود آسفالت کند اما بعد از شروع کار و عملیات زیر سازی که از تاریخ 29 شهریور شروع شد و الان نیز زیر سازی به پایان رسیده است نوبت به آسفالت که رسید طبق گفته ی رئیس شورای دهکویه قیمت آسفالت گران شد و این بلوار به خاطر تامین بودجه ی جدید آسفالت نشد و قرار است تا چند روز آینده این بلوار آسفالت شود.
عدهای بدون ذکر هیچ سند و مدرک تاریخی فقط با استناد به این حکایت نام قدیم دهکویه را اصفهان کوچک میدانند.
سپاهیان شاهسون صفوی به سرکردگی امام قلی خان و با یاری تفنگچیهای لارستانی جهت آزاد کردن بندر مهم گمبرون(بندرعباس کنونی) از چنگال پرتغالیها پس از ورود به دهکویه در محلی به نام «تنب نقاره خانه» مردم مهمان نواز دهکویه با ساز و دهل به پیشواز سپاهیان امام قلی خان میروند به گونهای که در هیچ جایی چنین مجلل و با شکوه از لشکریان ارتش ایران در عصر صفوی استقبال به عمل نیامده بود. فرمانده سپاه از مراسم خیر مقدم بسیار شادمان شد و گفت اینجا یک اصفهان کوچک و نیز خانه خودم و خانه دوم من است.۱
اما عدهای دیگر نام قدیم دهکویه را «دَه کوه» میدانند به دلیل این که کوههای بسیاری اطراف آن قرار
ادامه مطلب
دهکویه قدمتی دیربن و بیش از هزار ساله دارد. گواه گفتار ما تپه (تنب) گبری با قلعهای باستانی بر فراز آن است و بیش از هزار سال است که استوار در غرب دهکویه ایستادهاست. اینجا دهکویهای است که روزی مردمان آن گبر یعنی پیرو آیین یکتاپرستی زردشتی بودهاند، که اهورا مزدا را میپرستیدند و آتش را مقدس میدانستند، اما با طلوع خورشید اسلام نور حقیقی را یافتند و با آغوش باز اسلام را پذیرا شدند.
اینجا دهکویهای است که بر زمینی سخت لرزان و نا استوار قرار گرفته و زمین بارها خانه کاهگلی اهالی آن را در کام خود فرو بردهاست، اما مردمان سخت کوشش تسلیم قهر طبیعت نشدهاند و دوباره دهکویهای بهتر را ساختهاند.
اینجا دهکویهای است که اهالی دلیر و غیرتمند آن با شنیدن صلای سیدی بزرگوار از از سلاله رسول اکرم (ص) به نام آیتالله سید عبدالحسین لاری ندای اورا لبیک گفته، کلاه نمدیها را بر سر نهاده، قطار فشنگها را حمایل نمودند و با تفنگهایی بر دوش در رکاب آن سید تا پای جان با مستبدین به مبارزه ایستادند.
اینجا دهکویهای است، که دارای مکتب خانههایی کوچک بود اما استادانی بزرگ را در زمینه ادب و هنر در خود پرورش داد. استادان گمنامی که مایه افتخار لارستانند و حتی میتوانند در سطح ایران پهناور مطرح باشند. استادانی مانند ملانظر علی دهکویی که گفته میشود آوازه شهرت او به هندوستان نیز رسیده بود. استادانی مانند ملا عباسعلی، ملا علی عسکر، ملا غلامرضا و.... و استاد شیخ عبدالحسین نوروزی که از معدود اساتید خط نسخ در سطح ایران بود و او کسی است که استاد امیر خانی برای دیدن مجموعه خطی شان به لار آمدند و آخرین فرزند پرورش یافته مکتب دهکویه شاعر گرانقدر استاد دکتر اسدالله نوروزی است که لارستان به وجود او میبالد و مطمئنا او آخرین آنها نخواهد بود. اینجا دهکویهای است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی جوانان برومندش را به جبهههای نبرد حق علیه باطل فرستاد تا با نثار خون پاک خود زمینه ساز حکومت جهانی آقا امام زمان (عج) باشند. اینجا دهکویهای است که انشاءالله جوانان آن آیندهای درخشانتر از گذشته برای دیارشان خواهند ساخت.




